نشسته بودیم همه میگفتن بعد یک سال بچه بیار، دوتا بچه هم که نوه داییش بودن و 30 روزه و 3 ماهه بودن مدام گریه و زردی و قولنج و بچه 20 میلیونی و اون یکی دندان پزشک بود، مامانش و کلافه بود و شیر خشک بهش
برچسب:
نویسنده: محمد رضایی
تاريخ: پنجشنبه
12 دی
1398 ساعت: 10:31